شاه مرادی چگونه «معمار امنیتی کردستان» شد؟



نشست نقد و بررسی کتاب «برادر حنیف; زندگینامه مستند-مستند شهید نبی الله شاهمرادی (معمار امنیت کردستان)» با حضور سردار سید حسن بطولی؛ همرزم شهید نبی الله شاهمرادی محمدعلی قادینی; نویسنده کتاب جواد کامور بخشایش است. مشاور نویسنده و محمد قاسمی پور; میثم رشیدی مهرآبادی در خانه کتاب و ادبیات ایران به نقدی پرداخت.

سعی کردم با توصیف و فضاسازی به کتاب قالب داستانی بدهم
محمدعلی قادینی در قسمت اول این دیدار اظهار داشت: زمانی که از من خواستند این کتاب را بنویسم، 700 صفحه روزنامه در اختیارم قرار گرفت و همچنین از طریق مصاحبه با برخی از همراهان و خانواده شهید و پس از جمع آوری اطلاعات، اطلاعاتی به دست آوردم. من برنامه ریزی کردم. کار تمام شد. در مراحل نگارش و انتشار کتاب، اطلاعات بارها تغییر کرده و با اطلاعات جدید جایگزین شده و بارها توسط خانواده شهید و ناشر بررسی شده است. سعی کردم کتاب را بیش از 300 صفحه نگه دارم تا خواندن برای مخاطب راحت تر باشد.

وی ادامه داد: عنوان کتاب را در ابتدا «صبح پرواز حنیف» انتخاب کردم، اما پس از انتشار، عنوان کتاب به «برادر حنیف» تغییر یافت که فکر می‌کنم جمله‌ای است. برخی از نام ها و نام ها در کتاب یا گم شده یا ناقص است. همچنین ملاحظاتی در زمینه تأکید در کتاب وجود داشت و تغییراتی در محتوا ایجاد شد.

این نویسنده با اشاره به آغاز این کتاب و داستان «شفا» گفت: شفای همسر شهید که کتاب با آن آغاز می شود، کاملا واقعی است. اسناد دیگری که در این زمینه وجود دارد صحت این موضوع را تایید می کند. شهید نبی الله شاهمرادی آنقدر انسان پاک و شریفی بود که خیلی ها به او ایمان آوردند. می خواستم این داستان مقدمه و شروع کتاب باشد.

گودینی درباره تأثیر تخیل و تصویرسازی در این اثر افزود: سعی کردم از قالب داستان و توصیف و فضاسازی استفاده کنم، زیرا داستان ماندگار خواهد بود. اگر بخواهم داستان را فقط در حالت doc-linear پیش ببرم، شاید 50 صفحه بیشتر نباشد. اما با فضاسازی و توصیف و شخصیت پردازی فضای داستان پر رنگ تر شد.

وی درباره زبان دیالوگ های کتاب گفت: سعی کردم از ابتدا تا انتها از متن به زبان ساده استفاده کنم. از آنجایی که از سخنرانی ها و دیالوگ های سخت که هیچکس نمی فهمد خوشم نمی آید، سعی کردم در همه کارهایم از کلمات و جملات ساده و قابل فهم استفاده کنم.

زبان دیالوگ های کتاب، زبان استاندارد فارسی پایتخت است
محمد قاسمی پور نیز که به عنوان منتقد در این نشست حضور داشت، انتقال میراث معنوی شهدا را ضروری دانست و گفت: تلاش انجمن پیشکسوتان سپاس در ثبت خاطرات برخی از مدافعان قدر ستودنی است. امنیت کشور امیدوارم این کتاب بتواند در فرهنگ سازی و معرفی سبک زندگی این مدافعان امنیت موثر باشد. اتفاقات داخل کشور اهمیت کار این بازیگران را تایید می کند.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: محمدعلی قادینی به عنوان نویسنده ای صاحب نام و پرکار در عرصه ادبیات داستانی شناخته می شود و فهرست آثار وی نشان از توجه ویژه وی به موضوع زندگی نامه دارد. شهرت این نویسنده در زمینه زندگینامه هنری در 15 سال گذشته بسیار قابل احترام است.

این منتقد ادبی با اشاره به اینکه انتخاب ساختار و دیدگاه یک اثر به نویسنده بستگی دارد، افزود: انتخاب راوی دانای کل که داستان را در این اثر آغاز می کند، انتخاب نویسنده است. زندگینامه داستانی را می توان از زوایای مختلف ردیابی کرد. این کتاب زندگینامه دیگری است که ساختار آن را محمدعلی قادینی انتخاب کرده است.

مدیر پژوهش های فرهنگی و توسعه پایدار معاونت امور استان های هنری گفت: این اثر اگرچه زندگی نامه ای داستانی است اما روح مستندی بر آن حاکم است. نمی توان از قسمتی از کتاب گذشت و گفت که با مستندات تاریخ معاصر مطابقت ندارد. فقط در موارد منفرد ممکن است در مسیر تاریخی جابجا شود. بسیاری از وقایع سیاسی و اجتماعی که می توانست زندگی این شهید و همچنین سایر افراد جامعه را تحت تاثیر قرار دهد در این کتاب ذکر نشده است. نوعی انتخاب در این زمینه صورت گرفته است. اگر اثر تاریخی-مستند است و زندگی شخصیت اصلی را با سیر تاریخی نشان می دهد، باید اتفاقات مهمی را دید که برخی از آنها در کتاب جا افتاده است.

قاسمی پور درباره طرح جلد کتاب گفت: تا جایی که طرح جلد پیش می رود، طرح قابل قبولی است و به مخاطب اجازه توقف و تفکر می دهد. جزئیاتی مانند فونت روی جلد از نظر هنری قابل بحث است. همچنین نیازی به درج لوگوی انجمن پیشکسوتان قدردان در جلو، پشت و پشت جلد کتاب نبود و فقط طرح جلد را کمی تنگ کرده بود. اگر لوگو در نقطه عطف قرار می گرفت بهتر بود. قرار دادن مناسب عنوان کتاب و نویسنده و همچنین رنگ پس زمینه و رنگ قلم و جزئیاتی مانند مهر مخفی که به صورت محو شده ارائه شده است.

حتما بخوانید:
تشک بادی از کجا بخرم؟

وی با اشاره به معرفی نویسنده و معرفی ناشر در این اثر، افزود: مقدمه نویسنده کوتاه و مختصر با اطلاعات کافی است و بی تکلف و صمیمانه با مخاطب ارتباط برقرار می کند و صمیمانه از خواننده می خواهد که آن را با دقت و عمیق مطالعه کند. این داستان را به درستی درک کنید و با آرامش بخوانید. این نوع مقدمه قبل از ورود به متن، بین خواننده و نویسنده ارتباط برقرار می کند. اما معرفی ناشر کتاب بسیار طولانی است که برای یک بیوگرافی غیرعادی است. در مقدمه ناشر از زبانی سنگین و پیچیده استفاده شده است و من تعجب می کنم که چرا چنین کلماتی به کار رفته است. در مقدمه از تعدادی کلمه استفاده شده است که موضوع را دست نیافتنی می کند. علاوه بر این، نام اصلی امروز دیگر وارد نشده است. نکته دیگر اینکه به نظر می رسد ناشر با این مقدمه می خواهد خود را آوانگارد جلوه دهد اما من به هیچ وجه این ناشر را یک انتشارات آوانگارد نمی بینم. آوانگارد اصطلاحی است که به اشکال هنری پیشرو در موسیقی و تئاتر اشاره دارد که در اینجا استفاده نمی شود.

این منتقد ادبی گفت: در مقدمه، ناشر درباره اسطوره بسیار صحبت کرده و آن را داستانی مقدس می داند، در حالی که اسطوره مربوط به جهان بینی غیر توحیدی و افسانه های پیشینیان است و جایی در فرهنگ دینی ندارد. در فرهنگ دینی این امر قابل تغییر و دستیابی است. نبی الله شاهمرادی را باید به عنوان الگو در تفسیر قرآن معرفی کرد. کلمه اسوه بسیار ساده تر و غیر رسمی است.

قاسمی پور در بخشی دیگر از نقد برادر حنیف اظهار داشت: بسم الله الرحمن الرحیم در ابتدای کتاب به خط تول نوشته شده و در زیر آن نوشته شده که مربوط به نسخه خطی قرآن است. در کتابخانه دکتر شریعتی است، اما معلوم نیست دکتر شریعتی به کدام کتابخانه اشاره می کند؟ در همین شهر تهران چندین کتابخانه با این نام وجود دارد. صفحه آرایی کتاب به طور کلی خوب است، به جز مواردی مانند شماره گذاری صفحات که باید بالای صفحات قرار می گرفت، یا تکرار عنوان کتاب در گوشه سمت راست همه صفحات، که باعث سردرگمی می شود و می تواند فضای تفکر خواننده

وی با پرداختن به موضوع انتخاب نام مستعار حنیفو شهید ادامه داد: انتخاب نام مستعار در بین مردم به ویژه افرادی که سمت شاه مرادی را برعهده داشتند به ویژه در سال های اولیه انقلاب رواج داشت. اما در هیچ جای کتاب به این موضوع اشاره نشده است که چرا شهید چنین لقبی را انتخاب کرده است. هیچ جزئیاتی در این مورد در متن کتاب قابل مشاهده نیست.

این نویسنده و منتقد ادبی درباره دیالوگ ها و زبان کتاب نیز گفت: در نوشتن داستان کوتاه، دیالوگ نویسی یکی از ابزارهایی است که به نویسندگان داستان کوتاه برای ارتقای اثرشان توصیه می شود. به عبارت دیگر اجازه دهید افراد داستان در جاهایی حرفی برای گفتن داشته باشند. اما در این اثر این روند برعکس است یعنی دیالوگ در هسته کار قرار دارد و در جاهایی هم توصیف می شود. بیش از 100 صفحه آغازین اثری درباره جغرافیای جنوب اصفهان که به اعتقاد من امروز این بخش مربوط به استان چهارمحال و بختیاری است که گویش خاصی دارد. بخش اعظم کتاب نیز در استان آذربایجان غربی و بخش‌هایی از کردستان که طبیعتا گویش‌ها و لهجه‌های خاص خود را دارند، روایت می‌شود. قسمت های پایانی در تهران است. اما عمدتاً زبان گفتگو، زبان فارسی استاندارد پایتخت است. ردپایی از پیشینه اجتماعی و فرهنگی افراد اغلب در گفتگوها یافت نمی شود. حداقل برای شخصیت «برادر جنیف» و در جاهایی همسر و مادرش که شخصیت های برجسته تری در داستان هستند، انتظار داریم پیشینه اجتماعی آن ها که همان «چادگان» است در لهجه شان منعکس شود.

قاسمی پور افزود: مدل گفتگوی کتاب بیشتر شبیه جلسات رسمی و جدی است. مردم خیلی رسمی صحبت می کنند و این می تواند برخی از مکالمات را خسته کننده کند. می شد این صحبت ها را کمی کم کرد و فضای صمیمی و صمیمی تری به آن ها داد. حداقل نحوه گفت و گو در جلسات با نوع گفت و گوی خانگی متفاوت باشد. بیشتر موضوعات کلیدی در مرکز گفتگو مورد بحث قرار می گیرد.

حتما بخوانید:
از پودر باریت و Facebook The most را دریافت کنید

وی در بخشی دیگر از سخنان خود با اشاره به اهمیت یادآوری نام و مشخصات جغرافیایی مکان ها گفت: ذکر نام مکان ها صمیمیت و انسانیت می آورد اما پوچی و ضعف موجود در این کتاب ما را در فضایی قرار می دهد که در که باید رشد کنیم و به ما اجازه نمی دهد که پشت سر رشد شخصیت اصلی باشیم. در این داستان دو مکان نمادین وجود دارد که بر زندگی و شخصیت شخصیت اصلی اثر می گذارد: چادگان و اردوگاه حمزه. وقتی تکنیک روایی را انتخاب می‌کنیم، باید این موارد را با جزئیات بازتاب دهیم. حتی در اثر هیچ شرح و جزئیاتی از محل ملاقات وجود ندارد. برای روایت داستان نباید پژوهش را محدود به گفت و گو کرد، بلکه باید یک سری اطلاعات جغرافیایی و محیطی ارائه کرد.

این منتقد ادبی همچنین گفت: از جمله کاستی های این کتاب این است که هیچ اشاره ای به جایگاه امام خمینی (ره) در زندگی مردی که مستقیماً درگیر مسائل انقلاب بوده است، نیست. یا حتی جزئیات و حال و هوای سفر معنوی حج ​​در سال 1371 یا زیارت های دیگر ایشان مانند زیارت حرم علی بن موسی الرضا (ع) و یا حتی امامزاده محل خودشان. نبود چنین مواردی، ابعاد وجودی شخصیت اصلی داستان را به چند حوزه خاص محدود می کند. حتی شرح روابط خانوادگی شهید هم نیاز به کار بیشتری دارد.

شاهمرادی به عنوان شهید «معمار امنیت کردستان» شد.
جواد قمور بخشایش در ادامه بحث های این نشست اظهار داشت: یکی از جدی ترین کتاب های امنیتی که در انجمن ایثارگران سپاس تالیف شده، کتاب «برادر حنیف» است. گزیده ای از این اثر توضیحی در مورد چگونگی کسب عنوان «معمار امنیتی کردستان» توسط شهید است. در این کتاب با موضوع بسیار بزرگی سروکار داریم. محدودیت های زیادی در زمینه نوشتن نمادهای امنیتی وجود دارد و در این کتاب محدودیت های زیادی وجود داشت. اما با کمک خانواده شهید و دو تن از دستیاران و دوستانش، تک تک کلمات کتاب مستند شد.

وی افزود: این کتاب اصلا داستان نیست، بلکه یک زندگینامه مستند است که سعی دارد خواننده متن را وارد جان و امنیت شهید کند. تمامی مطالب نویسنده بارها توسط معاونین و خانواده شهید به دقت بررسی شده است.

این نویسنده حوزه انقلاب و دفاع مقدس گفت: ژانر این کتاب زندگی نامه است، داستانی که ویژگی های خاص خود را دارد. شاید این کتاب را نتوان با شکاف های روایی و روایی توضیح داد. مسیر این کتاب بسیار پر پیچ و خم بود و از جامعه پیشکسوتان و به ویژه نویسنده کتاب «خسته نباشید» تشکر می کنم. فصول این کتاب بارها نوشته و بازخوانی شده است. ادبیات متن کتاب ادبیات دهه 60 است و سعی می کردند فضا را طوری به تصویر بکشند که بیننده خودش را در همان حماسه حس کند.

قمر بخشایش در پایان گفت: تلاش ها، فداکاری ها، فداکاری ها و رشادت های شهید نبی الله شاهمرادی و اطرافیانش نشان می دهد که چگونه امنیت در کردستان در دوران بحران دهه 60 برقرار شد. امثال این شهید و دیگر همرزمانش چنان درگیر مسائل امنیتی اقلیم کردستان بودند که فرصتی برای مقابله با زندگی عادی خود نداشتند.

شهید شاه مرادی; نمونه ای از سرسختی و اخلاق
در بخش پایانی این دیدار سردار سید حسن بتولی از همرزمان شهید نبی الله شاهمرادی به بیان خاطراتی از چگونگی برقراری امنیت کردستان در دوران حساس سال های اول انقلاب و مبارزه با ضدانقلاب پرداخت. انقلاب که مشخص کننده ویژگی های شخصیتی و انجام وظایف شهید بزرگوار شاهمرادی است.

وی گفت: این شهید مانند بسیاری دیگر از فرماندهان، کارهای تخصصی خود را در چارچوب اخلاق اسلامی انجام داد، زیرا اعتقادات و احکام خود را در اخلاق بیان می کند. اعتقادات او حکم می کرد که کارهای تخصصی خود از جمله مبارزه کومل را در هاله ای از اعتقادات، اصول و احکام شرعی انجام دهد. این شهید در صلابت و صفات اخلاقی نمونه بود. امیدوارم بتوانیم رفتار، اعتقادات، وفاداری، گذشت و سادگی آنها را تثبیت کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

hacklink al hd film izle php shell indir siber güvenlik android rat duşakabin fiyatları hack forum fethiye escort bayan escort - vip elit escort html nullednulled themesViagrabuy verified stripe accountMobil Ödeme Bozdurmarekorbetbetboogenco bahisdeneme bonusu veren sitelerPendik EscortBağlama büyüsü