فرزند، تو راز و دروازه نجات ما هستی



شاعران اسلامی در وصف محرم و اربعین اشعار فوق العاده ای سروده اند که گزیده ای از اشعار حسینی را در این گزارش به مناسبت اربعین می خوانید.

معلم، حافظ کلمه

“پیام اربعین”
شهادت بار سنگینی است، همه دعواها بر سر دین است
شعار زینب دین است، پیام اربعین همین است

شما باید سخت کار کنید، باید دشمن را شکست دهید
آری، باید فداکاری کرد، زیرا او عادل است

با گفتن همی یا لیتنه چهل روز درباره خدا صحبت شد
حدیث گویای کربلا اطاعت خداست

ههات منا الذله بگو و از ذلت دوری کن
دفاع از علم «بله» مرام آل یاسین است

ببین زینب چه غوغایی کرد، به قولش عمل کرد
بله، ایشان نکته ای را مطرح کردند که همان لرزش فرقه قابیل است

در هر حرکتی غیرت بر سلاح کفر چیره شد
بقای سرسختی با شهادت مهرا تضمین می شود

من که هوشیارم، از اربعین پیغام دارم
روح در کنار دوستم که با دوست نازنینم فامیل است

خبر از دور می آید، عشق و شور از دل می آید
اگر بویی می آید، آمدن علی یاسین است

کسی که اربعین نباشد انصار دین نیست
دل زمین را که پروازش شاهین است دوست ندارد

چهل روز آه و زاری، چهل روز اشک مثل خون
جیغ یا زهرا، دل سجاد خون می شود

شعار ما «روایت الجمیل» ذکر زینب بود
بله، او موسس قصر سلطان است

راه رفتن در راه ترس و خطر، قدم زدن به سوی دل درد و شرارت
Walk the Walk سریالی که سرور مذهبی است

بگو مکتب نمی میرد، دل زینب نمی میرد
که باغ گل شریعت از کلاهبرداری های کلکسیونی مصون است

وقتی زینب غمگین بود، زینب تبدیل به شیری غرش کرد
زینب پیر می شود، دلش به آرامش نیاز دارد

بر سر مزار دوستش با فریاد از او استقبال کرد
حسین پدرش هجران را از دست داد، غم برادرش سنگین است

من توسط راهزنان اسیر شدم، شورش تو مرا از بین برد
او مرا به میدان چارزه برد، من آزادی مذهب هستم

علی محمد مودب

ای خورشید صبر کن این آخرین شب است
این آخرین شب بخیر زینب است

این بچه ها در آغوش مادر هستند
گاهی باد در دستم است، گاهی گلهای پر دارم

پس از آن شما توسط شعله های آتش و سنبله احاطه شده اید
گل ها در میدان جنگ پرواز می کنند

شیرینی کاروانی
حرمسرای آنها در آتش سوخته است

این چادرها در ابرها پراکنده اند
فردا برای شما خراب می شوند

فردا شب در گودال کشتار
در ابرهای اضطراب که به زمین می غلتد، ماه

ماه ایستاده شما را برای آخرین بار خواهد دید
هر جا که برادرت شما را می بیند دعا کنید

آرام آرام از حرم امید عبور کنید
پس از یادآوری یا کسب صبر، خواهر شما را خواهد دید

شاید روکیا آرزوی یک دیدار دوباره را داشته باشد
نمیدونم دوباره ببینمت یا نه

بازدید اواخر امشب انجام خواهد شد
به گوشه ویرانه برای دیدن تو تنها

مادر باردار فرزند شما بسیار تشنه است
به چادر برو تا عسگر تو را ببیند

آه، شایستگی سر از سجده بر زنجیر
دیر نیست که این خاک تو را بی سر ببیند

در حالی که آسمان برای تو می تپد
فردا بدون برادر و دستیارم می بینمت

تو معنای شب و روز دنیا هستی
فردا که کوثر تو را خواهد دید

فردا سخنان نورانی زهرا، سخنان توست
فردا در هارش حیدر می بینمت

حتما بخوانید:
هک فناوری هوشمند: نحوه نوشتن متن از رایانه یا Mac شما

فردا پس از قتل تو، زمان باز خواهد شد
شما را آرام، باشکوه و شجاع می بینم

در نبرد حوادث همه جا، همه جا
زیباترین تجسم بیور بهندات

ای خطبه ات هنوز تپش دارد
تا هر واعظی تو را در منبر ببیند

آمدی مست دنیا را بپری
شما را در عمارت شراب مجلس می بینیم

تو همان قرآنی هستی که روی نی می توان خواند
کوفه وسط خطبه با تو ملاقات می کند خواهر

به عزم و صبر خواهرت نگاه کن
در نماز شب آخرین جایگاه

روزها پر از درودهای شماست
بعد از چادر، خواهر پیام شما

این چادر از چشم شما معنا پیدا می کند
هر دلی به چادر تو می رسد

فرزند، تو راز و دروازه نجات ما هستی
رفع تشنگی راز زندگی ماست

عباس گفت: اگر تشنگی کردی از این رودخانه عبور کن
آبروی دو دنیا را با خود نبر

او ضربه ای را که دلش را از دست داد با تو نخورد
دستان کسانی که علی را می شناسند پاک است

سکا که در دنیا مست اوست
سکا تشنه آب جرعه ای از دست اوست

پیام و درس کربلا دستان اوست
صدای او در گوش مردم زنده است

می گوید دلش به هیچ چیز دنیا دلبسته نیست
با آب و خاک دنیای ننگین

با اینکه شیطان تو را آورد اما صد دلیل دارد
یاد ار از دست آه و آچان و آگیل باز

یاد لب هایی می افتم که آرزوی آن عشق را داشتند
مشکی که به معنای تشنگی و وعده است

برای نیت دریا یک قطره وضو بگیر
خودت را گم کن و زندگی ابدی او را بگیر

شما باید همه چیز را در قرارداد بنویسید
تا شش ماه زندگی کند

یا حسین جان ما را عطش بده
زندگی دنیا به هر دل و جانی عطش بدهد

صورتم مثل شب بی ستاره است
چاره ای جز پوشیدن لباس مشکی عزا نیست

جان و حبیب کد سیاه و سفید ما هستند

آه، برای تو گریه کن – تمام امید ما

با گریه خون ما به تو پیوند می زند
او با اشک به یاد تو قسم می خورد

خورشید قطع شد که فردا شروع توست
هر چند دنیا آرزوی طلوع تو را دارد

ای خورشید صبر کن این آخرین شب است
این آخرین شب بخیر زینب است

سید محمدعلی رضازاده

قلب من شکسته است
سینه من قبر فاطمه (س) است.

***

تو از دور راه می رفتی و من باورم نمی شد
دیگه نتونستم گریه ات رو تحمل کنم

منو ببخش تو اومدی ولی من بلند نشدم
من حتی به شما احترام نمی گذاشتم

مرا ببخش جز زخم و خون و خاک
من هرگز لباس بهتری نداشتم

کنار بدن پاره پاره ام زانو زدی
تو مرا نشناختی برادر و من حرفت را باور نکردم

همین که زخم تنم را بوسید بس است
جایی برای بوسیدن خواهرم نداشتم

با خداحافظی سرشان را روی شانه هایشان گذاشتند.
اما هیچ تردید و دردی نداشتم

***
دنیا را از خون خود چگونه دیدی؟
کم کم دنیا از خون تو چکه میکرد

دو شاخه نیلوفر آبی از گل آنها رشد کرد
دو کبوتر خونی از خونت پریدند

دنیا غرق در خون نیست
غیبت از خون تو رنگ تازه ای گرفته است

خاک جشن هستی جامه پوشید و گریست
صبح باز شد از خون تو سفید

حتما بخوانید:
پیستون - مشهد رینگ

کف خون شما از قدیم الایام بر زمین پاشیده شده است
هزار لاله پر از خونت محو شد

چگونه می توانم شما را بخوانم و آثار شما را بنویسم؟
کلید آب انبار مهرمازید ازخونت است

جمله به جمله می نوشت، خط به خط می نوشت
کتاب درسی مراد و مرید به عنوان هونت

شیطان لبی به قرعه مجسم شد
لبی که با دم خنجر خونت را مکید

دنیا بدون تو خالی خواهد بود
خدا دنیا را از خون تو دوباره آفرید

محمد صمیمی

روح بقا در قلب این خانه فانی است
روحیه مسئولان امیرمامانانی

الحمدلله صراط مستقیم
مدح تو در سب المتنی نهفته است

عیسی سر جای توست، مشغول داروی توست
موسی در اموال شما چرا می کند

خون خدا پس خدا در تو جاری است
بعد از تو قول لن ترانی خاموش است

آن روحیه اشتیاق و آن دست های کوتاه
من هم عشق دارم و هم این قلب آتشفشانی

چرا باید این درد عشقم را درمان کنم؟!
چرا باید دیوانگی ام را پنهان کنم؟!

***

خورشید و ماه از نور تو می درخشند
باغ های عدن از عطر تو پر شده است

فرماندهان جبهه حق افتخار کردند
آنها از حضور در مقابل شما خجالت می کشند

تو پادشاه کشور جاویدیان هستی
همه شهدا در کنار شما زنده اند

در میدان عشق تو تا ابد رقیبی نیست
در ضمن دلها همه بازنده اند

هنگامی که زائر شما به حالت سجده دراز می کشد
یعنی شما ارباب هستید و بقیه بنده هستند

در آتش عشق تو پذیرا هستیم
تا هست و هست، تو امیری، ما برده ایم

من همانم که سرم به خاک تو افتاد
من کسی هستم که تو را دوست دارم

عاشق باید از معشوق رنگ بگیرد
لطفا این سر را بردارید، من آماده ام

من همیشه قبله ام را آشکارا می گویم
وقتی روی تشک هستم گم می شوم

خانواده و فرزندانم نسل به نسل به اسارت در آمدند
من از مردم آزاد هستم

پدر و مادرم مرا به در تو بستند
ممنون از این زنجیر و گردنبند

من در مدرسه شما سربازی را یاد گرفتم
منظورم یمن یا هر کجاست، من آماده ام

ای غار دنیا آمده ام اینجا بمانم
نام تو را بر استخوان هایم حک کرده ام

***

این رودخانه جاری قرن ها تفسیر شده است
این رنگ پرچم به رنگ خون تعبیر می شود

آیات توحیدی عقل سلیم دلیل است
این نوع قرمز تعبیر جنون را دارد

«و النهایه» راز «لالمتقین» است.
قد الافلاح تعبیر مؤمنین دارد

علامه سربسته در المیزان نوشته است
در «انا الیا راجیون» تفسیری وجود دارد.

متن مقاتیله شرح کل داستان نیست
تفسیری نقطه به نقطه از این متون

گودال، نیزه، گرما، غربت، تشنگی، زخم
هر قسمت از این آزمون یک تفسیر دارد

اسرار در هویت اسامی نهفته است
اینها تعبیر ها و سین، من و جنوب است

من آلوده شدم، تو هم آلوده شدی
من بی قرارم کربلات بی قراره

***

هورملا از سر خونی تو نان درست کرد
تو اون روز افتادی

هر کاری می کنی سرت را به نی ببند
کاش یکی پس از دیگری تشکیل پرونده نمی دادید

بی‌ثبات روی سرنیزه می‌چرخید
هر جا باد می وزید از نی افتادی

سرت آنقدر سبک بود که حداقل یک بار
نیزه دار شما نمی دانست چه زمانی افتادید

هی من در قافله جا مانده بودم
از من اطاعت کردی و افتادی

دیدگاهتان را بنویسید

hacklink al hd film izle php shell indir siber güvenlik türkçe anime izle Fethiye Escort android rat duşakabin fiyatları fud crypter hack forum instagram beğeni bayan escort - vip elit escort html nullednulled themesMobil Ödeme BozdurmaMobil Ödeme BozdurmaMobil Ödeme Nakite ÇevirmeViagraMobil Ödeme BozdurmaMobil Ödeme BozdurmaVodafone Mobil Ödeme Bozdurma